مسيح ذبيحى

111

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

على بن داود الخادم الاستر آبادى رفع مقامه صاحب كتاب انساب النواصب است . عالم متبحّر و فاضل ماهر بوده است . تحقيقات رشيقه و تدقيقات انيقه دارد . با اطلاع كامل و خبرويت تمام از آيات و اخبار و ائمهء اطهار و قصص و حكايات و كتب اصحاب بوده است . از ملاحظهء كتاب مزبور كه نوشته است معلوم مىشود كه چه قدر در مذهب تعصّب داشته . خوش طبع و لطيف و شيرين كلام است . در دولت صفويه در زمان سلطنت پادشاه خلد اساس شاه عباس ثانى بود . زحمتها و مرارتها در تحصيل معارف و عقايد حقّه كشيده و به حمد اللّه همواره حلاوت آن را چشيده به عالم قدس ارتحال نموده طاب ثراه . / 145 / المرحوم المبرور ميرزا مهدى خان نادرى الاستر آبادى ماشاء اللّه از علم و فضل او كه در اوائل و اواخر چون او صاحب فضل و اطلّاع از علوم چشمى نديده و گوشى نشنيده . در علم لغت و تفسير و نحو و صرف و منطق و معانى و بيان و رجال و تاريخ و نظم و نثر و انشاء و تواريخ مقتدر متبّحر و فاضل كامل ماهر بوده ، عبارات رشيقه و مضامين رقيقهء دقيقهء انشاءات او در درّهء نادرى و غيره سرمشق متقدّمين و متأخرين است . چنان كه صد نفر كاتب تحرير بنشينند و قلم نگارش اوصاف و تحرير فضائل او را در سر انگشت بگيرند سالهاى دراز به انجام نتوانند رسانيد آخر الامر اعتراف به عجز و اقرار به قصور خواهند نمود . همانا كافى الكفاة صاحب بن عبّاد ثانى بلكه اوّل است . اگر استر آباد را هيچ صاحب فضلى نبود الّا او هر آينه كفايت مىكرد در تفرّد آن بلد برابرى مىكرد با اوصاف جمع بلدان ايران بلكه مىافزود : چو خورشيد سر برزد از كوهسار * دگر شمع كافور نايد به كار